-
شماره راهنما
2189
-
پديد آورنده
شيخياني، حسن
-
عنوان
مباني و لوازم معناي زندگي در انديشه فرانكل و جيمز
-
عنوان به انگليسي
Foundations and Implications of the Meaning of Life in the Thought of Frankl and James
-
مقطع تحصيلي
دكتري تخصصي
-
رشته تحصيلي
كلام (فلسفه دين)
-
محل تحصيل
مركز تحصيلات تكميلي دانشگاه پيام نور
-
سال تحصيل
1404
-
تاريخ دفاع
1404/02/10
-
استاد راهنما
دكتر محمدحسين مهدوي نژاد
-
استاد مشاور
دكتر مهدي خادمي، دكتر معصومه سالاري راد
-
توصيفگر فارسي
معناي زندگي، ويكتور فرانكل، ويليام جيمز، اگزيستانسياليسم، پراگماتيسم، لوگوتراپي
-
توصيفگر لاتين
meaning of life, Viktor Frankl, William James, existentialism, pragmatism, logotherapy
-
چكيده
معناي زندگي، پرسشي بنيادين در فلسفه و روانشناسي، از ديرباز مورد توجه انديشمندان بوده و در عصر مدرن با گسترش احساس پوچي و بحرانهاي وجودي، اهميتي دوچندان يافته است. اين موضوع نهتنها به درك هويت انساني ياري ميرساند، بلكه راهكارهايي براي مواجهه با چالشهاي زندگي ارائه ميدهد. پژوهش حاضر روش توصيفي-تحليلي انجام شده و بدنبال بررسي و مقايسه مباني و لوازم معناداري زندگي از ديدگاه ويكتور فرانكل و ويليام جيمز، به دنبال يافتن راهي نو براي حل مسئله بيمعنايي زندگي است. فرانكل معناي زندگي را عيني، قابلكشف و متكي بر كار، عشق و رنج ميداند و بر آزادي و مسئوليت فردي تأكيد دارد، و ديدگاهاش ريشه در اگزيستانسياليسم و لوگوتراپي دارد. معرفتشناسي او بر تجربه زيسته متمركز است و ارزشها را عيني ميبيند. او معنا را فردي و جهاني، اما وابسته به موقعيت و پرسشهاي بنيادين ميداند. در مقابل، جيمز معنا را ذهني، متغير و وابسته به تجربههاي عملي و باورهاي فردي ميبيند. معرفتشناسي او مبتني بر عمل و ارزشهاي نسبي است و با تكيه بر پراگماتيسم و روانشناسي عملگرا، معنا را نتيجه تجربه شخصي، آثار عملي باورها، عادات مفيد و تعامل با جهان ميبيند. هر دو ديدگاه معنا را ابزاري براي سلامت ذهني و پايداري روان در برابر مشكلات ميدانند. فرانكل معنا را در شرايط بحران از طريق تصميمگيري و انتخاب كشف ميكند، در حالي كه جيمز آن را از تعامل عملي با جهان و پاسخ به چالشها ميجويد. منابع معنا در نزد فرانكل كار، عشق و رنج است، اما جيمز بر تجارب عملي، عادات مفيد و باورها تأكيد دارد. چارچوب فلسفي فرانكل وجودگرايي است و جيمز پراگماتيسم را دنبال ميكند. ديدگاه فرانكل تابآوري در بحرانها را تقويت ميكند و در رواندرماني مؤثر است، اما ممكن است به توجيه شرايط ناعادلانه يا انفعال منجر شود و با تأكيد بر عينيت معنا، تنوع فرهنگي را ناديده بگيرد. در مقابل، ديدگاه جيمز فرديت و خلاقيت را پرورش ميدهد و با انعطافپذيرياش با جوامع مدرن سازگار است، اما خطر نسبيگرايي اخلاقي و تضعيف ارزشهاي ثابت را به همراه دارد. مقايسه اين ديدگاهها نشان ميدهد كه رويكرد فرانكل در شرايط بحراني و رواندرماني كارايي بيشتري دارد، اما ممكن است فردگرايي را تقويت كرده و جنبههاي اجتماعي را كمرنگ كند. ديدگاه جيمز به دليل انسجام عملگرايانه، سازگاري با تفكر مدرن و عدم نياز به پيشفرضهاي متافيزيكي، از نظر منطقي قابل دفاعتر به نظر ميرسد، هرچند در بحرانها كمتر پايداري عميق ارائه ميدهد.
-
تاريخ نمايه سازي
1404/08/24
-
نام نمايه ساز
ابراهيمي
-
شماره ركورد
79280
-
لينک به اين مدرک :