چكيده
چكيده
اين پژوهش با هدف برريس رابطه براي مدت زمان تاهل و ميزان رضايت زناشويي در زنان انجام شده است. در مقدمه، به اهميت رضايت زناشويي در سلامت روان فردي وخانواده اشاره شده و بيان مسئله بر اين نكته تمركز دارد كه با وجود باور عمومي مبني بركاهش رضايت زناشويي با افزايش طول مدت ازدواج، شواهد تجربي در اين زمينه متناقض است.
هدف اصلي تحقيق، تعيين وجود يا عدم وجود رابطه معنادار بين مدت زمان تاهل (درسه بازه زماني: 5-2 سال، 15-5 سال، و بالاي 15 سال) و سطح رضايت زناشويي زنان بوده است و از ابزار پرسشنامه براي جمع¬آوري داده¬ها از نمونه¬اي متشكل از زنان متأهل استفاده شده است. يافته¬هاي كليدي پژوهش نشان داد كه تفاوت معناداري در ميزان رضايت زناشوين بين زنان با سابقه¬هاي تاهل متفاوت وجود ندارد.
روش تحقيق مورد استفاده، پيمايش از اين نتيجه، پيچيدگي رابطه بين مدت زمان ازدواج و رضايت زناشويي را برجسته مي كند و نشان مي¬دهد كه عوامل ديگري فراتر از طول مدت رابطه، مانند كيفيت ارتباط، حمايت متقابل، و سازگاري، در شكلديه به رضايت زناشوين نقش محوري دارند.
نتيجه گيري كلي اين است كه كه مدت زمان به تنهايي پيش بيني كننده قابل اتكايي براي رضايت زناشويي نيست و بايد در تحليل هاي آتي ، مجموعه اي از عوامل فردي، زوجي و محيطي در نظر گرفته شوند.
كلمات كليدي: رضايت زناشويي، مدت زمان تاهل، زنان متأهل، خانواده، روابط زوجي