چكيده
پليمرازيسيون به 7 روش كلي صورت مي پذيرد: توده اي، محلولي، تعليقي، امولسيوني، رسوبي، پراكنشي، بين سطحي كه در اين پروژه از روش امولسيوني براي سنتز استايرن و بوتادين استفاده كرده ايم. پليمريزاسيون امولسيوني روشي¬ست كه در آن مونومر¬ها، آغازگر و احتمالاً پايدار كننده در آغاز يك سيستم ناهمگن را شكل مي دهند كه اين امر باعث ايجاد ذرات با ابعاد كلوئيدي مي-شود كه در واقع همان پليمر تشكيل شده است. در پليمريزاسيون امولسيوني، امولسيوني شامل مونومر، آب و پايداركننده سطحي وجود دارد. متداول¬ترين نوع پليمريزاسيون امولسيوني، مي¬تواند امولسيون روغن در آب باشد كه در آن قطرات مونومر (روغن) در فاز پيوسته آبي به صورت امولسيون هستند.استايرن بوتادين رابر (SBR)درواقع يك كوپليمر تصادفي و مقرون به صرفه است كه در برخي موارد مي¬تواند جايگزيني براي لاستيك طبيعي (NR) باشد. لاتكس استايرن بوتادين كربوكسيل دار در واقع معناي لغوي XSBR مخفف carboxylated Styrene Butadiene Rubber latex است. به بيان ديگر با اضافه كردن آكريليك اسيد به تركيب مونومر استايرن و گاز بوتادين و به همراه چند افزودني ديگر در فرايند يك پليمراسيون اين ماده تشكيل خواهد شد كه براي ارتقا هر خصوصيتي مقدار هر يك از افزودني¬ها تغيير مي¬كند. وجود استايرن، خصوصيت استقامت و بوتادين، ضربهپذيري خوبي را به اين كوپليمر اضافه كرده است. هزينه توليد اين ماده نسبت به بعضي از مواد مشابه مورد استفاده صنايع بسيار مقرون به صرفه است, مقاومت بالايي در برابر آب, اسيد و الكل نسبت به SBR دارد. مقاومت پاييني در برابر اشتعال, بنزين و حلالهاي هيدروكربني دارد. همچنين مقاومت فرسايشي عالي, انعطافپذيري در دماي پايين, جهندگي خوب, مقاومت در برابر تركخوردگي, مقاومت در برابر ضربه و مقاومت در برابر حرارت از خواص لاتكس XSBR (استايرن بوتادين كربوكسيل دار) است.
لاتكس استايرن بوتادين كربوكسيله در صنايع مختلف دنيا از جمله تكميل فرش و موكت، صنعت كاغذسازي (سلولزي)، صنعت ساختمان و بتنسازي، پوششهاي صنعتي و دستكش، صنعت چمن مصنوعي، صنعت لايي و اشتروبل، صنعت كامپوزيتها و تركيبات پليمر كاربرد دارد. دراين مطالعه به بررسي تاثير درصد اسيد اكريليك در فرمولاسيون مختلف توليد لاتكس استايرن بوتادين كربوكسيله پرداختيم. 5 نمونه به ترتيب بدون حضور اسيد، با 1.5% اسيد به نسبت مونومرهاي استايرن و بوتادين،3%،5% و 7% توليد شدند و پارامتر هاي ويسكوزيته ظاهري، سختي رزين، كشش سطحي، مينيمم دماي تشكيل فيلم و استحكام كششي در آن ها اندازه گيري و با يكديگر مقايسه گرديد. افزايش كربوكسليك اسيد ميزان ويكسوزيته ظاهري را افزايش مي دهد و همجنين تاثير مستقيمي بر مينيمم دماي تشكيل فيلم محصول نهايي دارد. با افزايش گروه هاي كربوكسيله در فيلم محصول نهايي يكنواختي و مقاومت فيلم افزايش يافته و باعث مي شود دستگاه عدد سختي بالاتري را در روش پاندول كونيگ به ما نشان دهد اما بيشترين تاثير را ما بر روي ميزان استحكام كششي محصول نهايي يافتيم به اين نحو كه با افزايش درصد گروه هاي اسيد اكريليك افزايش چشمگيري در ميزان استجكام نهايي رزين توليدي قبل از پاره شدن داشتيم كه به علت تاثير شگرف گره هاي ايجاد شده در زنجير نهايي محصول نهايي ما بود.