چكيده
اصطلاح شخصيت يكي از بحث انگيزترين و در عين حال جذاب ترين موضوع هاي روان شناسي است و پيچيدگي و گستردگي اين اصطلاح به اندازه اي است كه دستيابي به يك تعريف پايدار و مورد قبول از آن ، كه مورد موافقت همه ي روان شناسان باشد، دشوار است و در رابطه با دلبستگي كه سال ها در ذهن بشر بوده است و يكي از بخش هاي حيات ذهني مي باشد، دانستن اينكه چه نوع دلبستگي(ايمن، ناايمن) كدام ويژگي شخصيتي را در فرد بوجود مي آورد مي تواند سودمند واقع شود و اطلاعات سودمندي را پيرامون اين موضوع براي فرد فراهم آورد-پژوهش حاضر، به بررسي رابطه سبكهاي دلبستگي و ويژگي هاي شخصيتي در بين دانشجويات دانشگاه پيام نور اردل پرداخته است كه جامعه آماري كل دانشجويان دانشگاه بودند و نمونه آماري شامل 80 نفر از دانشجويان دختر و پسر (40 نفر پسر و 40 نفر دختر) كه به صورت تصادفي انتخاب شده اند مي باشد. اين پژوهش از نوع پژوهش هاي زمينه يابي است و روش آماري استفاده شده براي تجزيه و تحليل داده ها آزمون t مستقل مي باشد تحليل يافته هاي اين پژوهش نشان مي دهد، بين افراد دلبسته ايمن و نا ايمن در مقياسهاي خود بيمار انگاري، افسردگي، انحراف رواني- اجتماعي، پارانويا، اسكيزوفرني و شيدايي تفاوت معناداري وجود دارد اما در مقياس هيستري و ضعف رواني اين تفاوت معنا دار نيست . ضمناً بين دختران و پسران در ميزان افسردگي تفاوت معنا داري وجود دارد. با توجه به نتايج بدست آمده مي توان گفت نوع دلبستگي موجود در هر فرد مي تواند تعيين كننده ي ويژگي هاي شخصيتي فرد باشد و اين مساله تاكيد مجددي است به اهميت دوران اوليه زندگي كودك و نوع رابطه مادر- كودك بر شخصيت انسان در بزرگسالي.