پژوهش حاضر با هدف تعيين نقشميانجي تنظيم شناختي هيجان در رابطه تحمل پريشاني با حساسيت اضطرابي بيماران بهبوديافته از كرونا انجام شد. روش پژوهش توصيفي از نوع همبستگي مي¬باشد. بدين منظور از بينبيماران بزرگسال بهبود¬يافته از ابتلا به كرونا در شهر تهران در سال 1400، 201 نفر به روش نمونه گيري در دسترس به عنوان نمونه انتخاب شدند. داده¬هابااستفادهازپرسشنامه¬هايتنظيم هيجان شناختيگرنفسكي، كريج و اسپين هاون (2001)، حساسيت اضطرابي فلويد، گارفيلد و لاسوتا (2005) و تحمل پريشانيسيمونز و گاهر (2005) جمع¬آوري شد. تجزيه و تحليليافته¬ها از طريق ضريب همبستگي پيرسون و تحليل مسير نشان دادند كه بينتحمل پريشاني و مولفه¬هاي آن با حساسيت اضطرابي و راهبردهاي تنظيم شناختي هيجان منفي بيماران بهبود يافته از كرونا همبستگي منفي معنادار وبا راهبردهايتنظيم شناختي هيجان مثبت در بيماران بهبود يافته از كرونا همبستگي مثبت معناداري وجود دارد اما بين مولفه تنظيم با راهبردهاي تنظيم شناختي هيجان مثبت در بيماران بهبود يافته از كرونا همبستگي معناداري وجود ندارد. بين راهبردهاي تنظيم¬شناختي هيجان منفيبا حساسيت اضطرابي همبستگي مثبت معنادار و بين راهبردهاي تنظيم شناختي هيجان مثبتبا حساسيت اضطرابي در بيماران بهبود يافته از كرونا همبستگي منفي معناداري وجود دارد (05/0
شماره ركورد
76356
لينک به اين مدرک :