چكيده
پژوهش حاضر با هدف بررسي رابطه فناوري اطلاعات و ارتباطات با يادگيري سازماني و مديريت دانش صورت گرفت. جامعه آماري شامل تمام مديران، معاونين، دبيران و دانش آموزان دوره دوم متوسطه شهرستان ملارد در سال تحصيلي 99-1398 بودند كه از ميان آنها بر اساس جدول مورگان 300 نفر به روش نمونهگيري در دسترس انتخاب شدند. روش تحقيق، توصيفي از نوع همبستگي و ابزار گردآوري دادهها پرسشنامه محقق ساخته فناوري اطلاعات و ارتباطات، يادگيري سازماني تمپلتون و اسنايدر (2002) و مديريت دانش نوناكو و تاكوچي (1994) بود كه به صورت آنلاين در فضاي مجازي در اختيار نمونه آماري قرار گرفت. به منظور تحليل فرضيههاي پژوهش با توجه به غيرنرمال تشخيص دادن توزيع داده ها با كمك آزمون كلموگروف اسميرنف، از روش ضريب همبستگي اسپيرمن و براي تحليل مسير از نرمافزار Smart PLS استفاده شد. نتايج پژوهش نشان داد كه ارتباط بين مديريت دانش با فناوري اطلاعات و ارتباطات و يادگيري سازماني مثبت و به ترتيب برابر با 0.573 و 0.609 و مقدار ضريب همبستگي بين فناوري اطلاعات و ارتباطات با يادگيري سازماني مثبت و برابر با 0.663 مي باشد. نتايج حاصل از تحليل مسير (β=0.706 ,t=21.749>1.96 ,P<0.05)، اثر مستقيم رابطه فناوري اطلاعات و ارتباطات با يادگيري سازماني را در سطح خطاي 05/0 تاييد مي كند و با توجه به ضرايب بدست آمده ميتوان نتيجه گرفت كه يعني فناوري اطلاعات و ارتباطات بر يادگيري سازماني تأثير مثبت و معناداري دارد. درباره رابطه يادگيري سازماني بر مديريت دانش با توجه به ضرايب بدست آمده (β=0.433 ,t=7.626>1.96 ,P<0.05). اين نتيجه حاصل مي¬شود كه اين ضريب مسير در سطح خطاي 05/0 معنادار است؛ يعني يادگيري سازماني بر مديريت دانش تأثير مثبت و معناداري دارد. همچنين در خصوص رابطه فناوري اطلاعات و ارتباطات با مديريت دانش، مقاديركسب شده (β=0.305 ,t=5.353>1.96 ,P<0.05) حاكي از آن است كه اين ضريب مسير در سطح خطاي 05/0 معنادار است؛ يعني فناوري اطلاعات و ارتباطات بر مديريت دانش تأثير مثبت و معناداري دارد. نهايتا با توجه به نتايج آزمون سوبل، نقش ميانجيگري يادگيري سازماني بين دو متغير فناوري اطلاعات و ارتباطات و مديريت دانش در سطح اطمينان 95 درصد تاييد مي گردد.
كليد واژه ها : فتاوري اطلاعات و ارتباطات، يادگيري الكترونيكي، يادگيري سازماني، مديريت دانش، دانش آموزان