-
شماره راهنما
پ.ع.ق.ح. 48
-
پديد آورنده
مروج، عرفانه
-
عنوان
بررسي نظريه آنارشيسم از منظر نهج البلاغه
-
عنوان به انگليسي
Anarchism from the perspective of Nahj al-Balagha
-
مقطع تحصيلي
كارشناسي ارشد
-
رشته تحصيلي
علوم قرآن و حديث
-
محل تحصيل
دانشگاه پيام نور مركز فسا
-
سال تحصيل
1400-1401
-
تاريخ دفاع
1401/6/27
-
وضعيت پايان نامه
خوب
-
مشخصات ظاهري
ح، 91ص.
-
استاد راهنما
مكارم شيرازي،محسن
-
استاد مشاور
جمالي زاده، حسين
-
كتابنامه
ص89-86.
-
توصيفگر فارسي
آنارشيسم , حكومت , دولت , نهج البلاغه , حضرت علي عليه السلام.
-
توصيفگر لاتين
Anarchism , goverment , nahj al balaghe
-
شناسه هاي افزوده
دانشگاه پيام نور مركز فسا
-
چكيده
آنارشيسم يكي از مكاتب سياسي – اجتماعي است كه عمدتا در غرب پديدار شد و در قرن 19 و 20 به عنوان يك جنبش مطرح بود ، هرچند ريشه هاي اين تفكر به دوران باستان باز مي گردد. مهم ترين ويؤگي آنارشيسم ها ، اقتدار گريزي آن ها و تاكيد بر آزادي و برابري است. آن ها به دنبال جامعه اي هستند كه افرادش آزادانه و از روي اختيار دست به عمل بزنند و هيچ زور و سلطه اي در كار نباشد،آنارشيسم با وجود حكومت موافق نبوده اما در نهج البلاغه از ديدگاه حضرت علي عليه السلام مسئله حكومت از مهم ترين مسائل فلسفه سياسي است . اسلام واضع حكومت نيست ، اما چون پيامبر اسلام صلي الله عليه وآله تشكيل حكومت داد و اميرالمومنين علي عليه السلام نيز پنج سال در راس خلافت اسلامي قرار گرفت ، به نظر مي رسد با تامل در كلمات امام علي عليه السلام بتوان به ضوابطي براي تشخيص حاكميت مورد تاييد دين دست يافت . از ديدگاه حضرت علي عليه السلام حكومت، كوششي است براي تحت قاعده در آوردن يك سيستم سياسي؛ و به عبارت ديگر، فرمانروايي شخص يا هيئت حاكمه اي است كه به منظور ساماندهي به امور اجتماعي حاكميت را عهده دار ميگردد. حكومت، امانتي الهي است كه به فردي امين وانهاده شده، و حاكم، امين خدا در خدمت به بشريت است. حكومت، به عنوان هدف، در نظر مولا علي عليه السلام، فاقد هيچ گونه ارزشي است مگر اين كه وسيله اقامه حق و نابودي ستم و باطل گردد. ملاكها و مباني مشروعيت حكومت در نهج البلاغه، سه امر است كفايت و اهليت و صلاحيت ذاتي حاكم، كه داراي والاييها و برجستگيها و صلاحيتهاي ذاتي باشد،منشأ الهي و رباني، به اين معنا كه حاكميت از جانب خدا به حاكمي كه داراي صلاحيت و اهليت است وانهاده ميشود ومنشأ اجتماعي و مردمي، يعني مردم حاكميت را به حاكم و هيئت حاكمه وا مينهند؛ لذا در نهج البلاغه، عنصر مردمي بودن حاكميت، مورد تأكيد فراوان قرار گرفته، يعني مردم، امر مشروع ذاتي الهي را كار آمد ميسازند و اگر مردم در صحنه حاضر نشوند آن امر مشروع، كار آمدي نمييابد. بدين روي، بيعت مردم نقش كليدي در واگذاري نهاد حاكميت به حاكم دارد. اين نوشتار با روش توصيفي _تحليلي به شيوه ي اسنادي در صدد پاسخ گويي به سه مسئله مهم ضرروت ، خاستگاه و اهداف حكومت در نهج البلاغه است و مكتب آنارشيسم را از جهات مختلفي چون موضعش به دولت ، رابطه اش با مكتب هاي ليبراليسم ، سوسياليسم ، قضيه دموكراسي و دلائل زوالش بررسي كند .
-
تاريخ نمايه سازي
1402/1/19
-
نام نمايه ساز
رفيع
-
شماره ركورد
71489
-
لينک به اين مدرک :