چكيده
مفهوم شهر و زندگي مدرن يكي از مسائل مهم در جامعه¬شناسي است كه به عرصة ادبيات نيز راه پيدا كرده است. بدون شهر و سوژه¬هاي شهري هنرهاي مدرنيستي نمي¬توانند پديدار شوند و براي همين بايد گفت كه زندگي شهري بنيان بسياري از رمان¬هاي مدرنيستي را تشكيل مي¬دهند و كمتر اثري را مي¬توان ديد كه در آن، اين مفهوم را به نمايش نگذاشته باشد. نويسندگان نيز در آثار خود به صورتي گسترده زندگي شهري را منعكس كردند و براي همين رمان و شهرنشيني پيوندي تنگاتنگ با هم دارند و پرداختن به اين موضوع اهميت دارد. در اين پژوهش كه به روش توصيفي- تحليلي تدوين شده زندگي شهري در آثار بهرام صادقي مورد بررسي قرار گرفته است. و بررسي عناصر زندگي شهري در آثار داستان¬نويسان از جمله بهرام صادقي مي¬تواند لايه¬هاي زيرين تفكرات وي را روشن گرداند. صادقي به عنوان يكي از نويسندگاني كه به مدرنيته توجه كرده، مصاديق زندگي شهري را در آثارش ترسيم كرده است. وي از مفاهيمي همانند فضاهاي شهري، ادارات، مكان¬هاي مجازات و درمان روحي و رواني، وسايل حمل و نقل شهري، مدرنيسم و زندگي شهري، مكان¬هاي مسكوني، درماني، آموزشي و تفريحي شهري، وسايل و امكانات ارتباطي و آموزشي و مشاغل شهري در آثارش استفاده كرده است. در بيان اين مصاديق نويسنده گاه با نگاهي انتقادي و گاه از دريچة طنز اين مفاهيم را بيان كرده است. توجه نويسنده به سوژه¬هاي شهري باعث شده تا عناصر طبيعي در نگاه وي كمرنگ شود و گاه شهر مكاني براي دلزدگي آدمي و رنج¬هاي بشري به شمار مي¬رود. در كتاب سنگر و قمقمه¬هاي خالي مصاديق شهري وسعت بيشتري داشتند و رمان ملكوت نگاهي جزئي به اين مفهوم داشته است.