-
شماره راهنما
24657پ
-
پديد آورنده
صابري نيا، زهرا
-
عنوان
خوانش هرمنوتيكي مثنوي معنوي مولوي با تكيه بر آراي پل ريكور
-
عنوان به انگليسي
The hermeneutic reading of Mawlawi's masnavi based on the opinions of Paul Ricoeur
-
مقطع تحصيلي
دكتري
-
رشته تحصيلي
زبان و ادبيات فارسي
-
محل تحصيل
دانشگاه پيام نور مركز تهران جنوب
-
سال تحصيل
1395-1396
-
تاريخ دفاع
1401/04/20
-
وضعيت پايان نامه
عالي
-
مشخصات ظاهري
242ص
-
استاد راهنما
محمدي بدر، نرگس
-
استاد مشاور
كوپا، فاطمه؛ درودگريان،فرهاد
-
كتابنامه
223-235ص
-
توصيفگر فارسي
پل ريكور، تأويل تأمّلي، فهم، مثنوي معنوي، معنا، هرمنوتيك .
-
توصيفگر لاتين
Reading the spiritual Masnavi of Jalaluddin Mohammad Molavi Balkhi, Hermeneutics, Paul Ricoeur.
-
شناسه هاي افزوده
تهران جنوب
-
چكيده
پل ريكور فرانسوي از تأثيرگذارترين چهرههاي فلسفة انتقادي و قارّهاي بود كه با سير در هرمنوتيك
پديدارشناسانه توانست چالشي نوين در همبستگي تبيين و فهم بازآفريند. رويكرد اخير او، اغلب
رشتههاي علوم انساني از جمله: ادبيّات را پذيرفتار خوانشي منشوري، خوانندهمحور و تأمّلگرا كرد.
كاربست رهيافتهاي او در آثار كلاسيك و خاموش، بسياري از انديشههاي ضمني را نمايان ساخت
و بستر لازم را براي زايش خوانشهاي متفاوت گستراند. مثنوي معنوي جلالالدّين محمّد مولوي
بلخي، عارف شاعر قرن هفتم، از جمله آثار كلاسيك ادبيّات فارسي است كه در طول بيش از هفت
قرن از عمر بابركت خود، قلمفرساييهاي بسياري را سبب شده است. پيوند آن با كتاب آسماني قرآن،
سخنان پيامبر اسلام و زبان فارسي بيشك، آن را تبديل به دانشنامة هويّت انساني و شناسنامة انديشة
ايراني ساخته است. تحقيق حاضر، كوششي است براي گشودن روزنههايي از دنياي پررمز و راز
سِفرهاي ششگانة اين يادگار مولانا، با تكيه بر شاخصههاي هرمنوتيك ريكور؛ تا ضمن دفاع از
ماهيّت مشخصاً تأمّلي- تأويلي مولوي، نشان دهد، چگونه تأويل، به عنوان وجهي تقديري و پويا در
ادبيّات سبب ظهور حكايت ميگردد. همچنين، كدام خصيصههاي هرمنوتيكي سبب شده كه اين
شاهكار عظيم و دورانساز ادبيّات فارسي، در رديف پرنفوذترين آثار خوانشي قرار گيرد و واجد
كارواژهها و شاكلههاي مورد بحث فلسفة هرمنوتيكي معاصر گردد. گفتن اين مسئله كه بين انديشگان
فلسفي ريكور با انديشة مولوي قرابت و شباهتهايي هست، غريب مينمايد، امّا نكتة اساسي در
هرمنوتيك ريكور آن است كه ما آثار ادبي را در طول زمان تجربه ميكنيم. به اين معني كه، خوانش
سبب ميشود؛ آثار ادبي و به طور كلّ، ادبيّات را نه به عنوان يك غايت، بلكه به عنوان يك فرايند
درك كنيم. آنچه كه انديشة پژوهش حاضر حول محور آن ميگردد؛ در نافذترين شكل خود در
پل ريكور مطرح شده است. او با تحليل انتقادي ماهيّت و هويّت » زمان و حكايت « دقايق سهگانة
فهم، توضيح، معنا، دلالت، زمان، زبان، سخن، گفتار، محاكات، ادبيت، آفرينندگي و ... را در عرصة
هرمنوتيك ادبي واكاوي كرده و در اين گذار از نگاه التقاطي به ادبيّات و ممتاز ساختن انديشيدة
انديشندگي آن دريغ نكرده است. نتيجة پژوهش گوياي آن است كه مثنوي معنوي در مقام يك اثر
كلاسيك در سوية متن حاوي ديسكورس و موكول به تأويل است و در خوانش، تماميتي كنشدار و
ديالكتيكمند دارد كه به خواننده فرصت آفرينش فهم و بازپيكربندي در معنا را ميدهد
-
تاريخ نمايه سازي
1401/07/25
-
شماره ركورد
69064
-
لينک به اين مدرک :