-
شماره راهنما
p1
-
پديد آورنده
قادري، مهدي
-
عنوان
بررسي چند معنايي افعال حسي در چهارچوب معنا شناسي شناختي: مطالعه تطبيقي دو فعل "ديدن" و " شنيدن" در فارسي و انگليسي
-
عنوان به انگليسي
A Study on Polysemy of Perception Verbs Based on Cognitive Linguistics: A Comparative Study of "Seeing" and "Hearing" in English and Persian Languages
-
مقطع تحصيلي
دكتري
-
رشته تحصيلي
زبانشناسي
-
محل تحصيل
مركز تحصيلات تكميلي
-
تاريخ دفاع
شهريور98
-
وضعيت پايان نامه
عالي
-
مشخصات ظاهري
181ص.
-
استاد راهنما
يوسفي راد، فاطمه-افراشي، آزيتا
-
استاد مشاور
روشن، بلقيس
-
توصيفگر فارسي
معناشناسي شناختي , ، فعل حسي , گسترش معنايي
-
چكيده
در بين مطالعات چندمعنايي، موارد مربوط به افعال حسي از گستردگي بيشتري برخوردارند و زبان¬شناسان شناختي در بحث مربوط به استعاره و گسترش¬استعاري معناي كلمات توجه ويژه¬اي به افعال حسي داشته¬اند. هدف اصلي پژوهش حاضر مطالعۀ پديدۀ چند معنايي دو فعل حسي "ديدن" و "شنيدن" در زبان¬هاي انگليسي و فارسي است. افعال حسي در اين دو زبان همانند تقريباً همه زبان¬هاي ديگر دنيا، نه تنها معناي فيزيكي مربوط به آن حس (ديدن و شنيدن) را بيان مي¬كنند بلكه گسترش معنايي يافته و براي بيان معاني ديگر نيز به كار مي¬روند. هدف اصلي پژوهش حاضر اين بود تا ضمن اين كه نشان دهد گسترش¬هاي معنايي به چه حوزه¬هاي مفهومي صورت مي¬گيرد، تيبيين¬هايي شناختي نيز براي آن ارائه دهد. از طرفي سعي شد با بررسي تطبيقي گسترش¬معنايي از حوزۀ مبداءِ فيزيكي به حوزۀ مقصدِ انتزاعي در دو زبان انگليسي و فارسي، شباهت¬ها و تفاوت¬ها را به دست آيد. به منظور انجام اين مهم، پنج پرسش مطرح شد وبراي هر پرسش نيز فرضيه¬اي طرح گرديد. پژوهش حاضر توصيفي- تحليلي بود و شيوۀ گردآوري داده¬ها نيز پيكره¬ بنياد بود. به منظور گردآوري داده¬هاي زبان فارسي از كتابِ «كوچۀ» احمد شاملو، «فرهنگ معين»، «فرهنگ بزرگ سخن»، و «پايگاه داد¬گان زبان» فارسي كمك گرفته شد و به منظور گردآوري داده¬هاي زبان انگليسي نيز از The Merriam–Webster Unabridged Dictionary، Corpus of Contemporary American English، و The American Heritage Dictionary, 5th edition بهره گرفته شد. در مرحله اول نزديك به 7000 جمله از پايگاه داد¬گان فارسي و بيشتر از 000/10 جمله از پايگاه داد¬گان انگليسي استخراج شد. پس از جمع آوري داده¬ها از منابع فوق و تفكيك آنها به دو دستۀ منطبق بر دو حس "ديدن" و "شنيدن"، ابتدا حوزه¬هاي مقصدِ گسترش معنايي هر كدام از دو فعل مشخص شد. سپس چند معنايي افعال مذكور مطابق آراي آنتونانو (1999، 2002، 2006، 2008) و استفاده از مدل الگوي زنجيره¬هاي معنايي تايلر (1995) تحليل شد. تفاوت¬هاي بين دو زبان، وجود گسترش معنايي به مفهومي خاص در يك زبان و عدم وجود آن در زباني ديگر، نيز با استمداد از تاثير فرهنگ بر شناخت و ادراك شناختي گويشوران دو زبان مورد تحليل قرار گرفت (آنتونانو 2008). فرضيه¬هاي اول، دوم، و پنجم كاملاً تائيد شدند، اما فرضيه¬هاي سوم و چهارم تا حدودي تائيد شدند چرا كه معناي فعل¬هاي حسي "ديدن" و "شنيدن" به حوزۀ «ارتباط برقرار كردن» گسترش معنايي نيافته است. به طور كلي مي¬توان گفت كه گسترش معنايي فعل¬هاي حسي "ديدن" و "شنيدن"در دو زبان كاملاً يكسان نيستند، يعني بيشتر معاني گسترش¬يافتۀ اين دو فعل در دو زبان مورد مطالعه مشتركند ولي با اين وجود هر دو براي بيان اين معاني در برخي موارد از استراتژيهاي زباني متفاوتي استفاده مي¬كنند.
كليد¬واژه¬ها: معناشناسي شناختي، فعل حسي، گسترش معنايي، جسم¬انگاري، شبكۀ معنايي افعال.
-
تاريخ نمايه سازي
1401/6/21
-
نام نمايه ساز
كاربر ارشد
-
شماره ركورد
67635
-
لينک به اين مدرک :