چكيده
افسردگي اختلالي است كه در طول تاريخ همواره مورد توجه بوده است، اما توجه جدي به آن از چند دهه قبل شروع شد. بدون شك، مطالعاتي كه در طول قرن بيستم در زمينه اختلالات رواني و خصوص افسردگي انجام گرفت بسيار بيشتر از تمام اعصار بود. در اواخر اين قرن مشخص شد كه افسردگي پايه هاي ژنتيكي بسيار قوي دارد و اختلالات زيست شناختي خاصي در مغز افراد مبتلا به آن وجود دارد (كرن و ترول ,2012). همچنين در زمينه تبيين هاي روانپريشي افسردگي، افرادي چون فرويد، بيبرينگ و بلات و زورف نظريات بسيار مهمي را ارايه دادند. افرادي چون لوينسون، رم، بك و س ليگمن نيز با ارايه مدل هاي رفتاري و شناختي خود، درك ما از اين اختلال را افزايش دادند .افسردگي را مي توان يك اختلال چندعاملي دانست كه بر هيجانها، افكار، احساس خود، رفتارها، روابط بين فردي، كاركردهاي فيزيكي، فرايندهاي بيولوژيكي، كارآيي شغلي، و رضايت از زندگي كلي فرد تأثير مي گذارد (التمانس و همكاران,2012). افسردگي يكي از اختلالات خلقي محسوب مي گردد كه با علايمي همچون خلق افسرده، كاهش علاقه مندي يا لذت بردن از تمام فعاليتها يا اكثر آنها، كاهش وزن، كم خوابي يا پرخوابي، سراسيمگي يا كندي رواني حركتي، خستگي يا كاهش انرژي، احساس بي ارزشي يا احساس گناه مفرط يا نامتناسب، كاهش توانايي انديشيدن يا تمركز و افكار راجعه درباره مرگ يا خودكشي مشخص مي شود يكي از دلايلي كه اين اختلال همواره مورد توجه پژوهشگران و درمانگران بوده است، ميزان شيوع بالاي آن است. ميزان شيوع طول عمر افسردگي (سيدي,2014)
8 در صد و ميزان شيوع يك ساله آن 8 / 7 درصد است (كرن و ترول,2012). البته اگر احساس غمگيني كه بسيار رايج است و اختلال افسرده خوبي نيز به اين ميزان افزوده شود، درصد بسيار بيشتري از افراد جامعه را شامل خواهد شد. از گروه هايي در معرض خطر افسردگي، زنان و به خصوص دختران نوجوان هستند. هم اكنون مشخص شده است كه افسردگي اغلب در طول دوره نوجواني شروع مي گردد. مطالعات نشان مي دهد شيوع افسردگي اساسي در زنان دو برابر مردان است (سدوك و هماران,2007). علاوه بر اين 54 تا 24 در صد از نوجوانان سطوحي از افسردگي را نشان مي دهند و اين ميزان در دختران نوجوان بيشتر از پسران نوجوان است. تقريبا 52 تا 04 درصد دختران نوجوان سطوح بالايي از افسردگي را نشان مي دهند در حالي كه اين ميزان در نوجوانان پسر 54 تا 42 درصد است. همچنين دختران بيشتري در مقايسه با پسران افسردگي را در اوايل نوجواني نشان مي دهند (15 تا 14 سالگي) (التمانس,2012). بنابراين به نظر مي رسد كه پايش افسردگي در دختران و تدوين مداخلاتي براي درمان آن در اين گروه بسيار حائز اهميت است. هم اكنون درمان هاي بسياري براي افسردگي در دسترس قرار دارد. دارو درماني ،درمان با تشنج برقي ، درمان شناختي ، درمان ميان فردي, روان درماني روانپريشي و موسيقي درماني در درمان افسردگي اثربخش تشخصي داده شده اند و توسط متخصصان به گستردگي مورد استفاده قرار مي گيرند. يكي از مداخلات جديدي كه در سال هاي اخير براي درمان افسردگي پيشنهاد شده است، استفاده از روش هاي روان درماني مثبت گراي گروهي است. روان شناسي مثبت گرا كه در سال 5444 توسط مطرح گرديد، توجه اصلي خود را بر روي توانايي ها و هيجان هاي مثبت افراد قرار داد (كردميرزا ,2011). مداخلات روانشناسي مثبت گرا شيوه هاي درماني يا فعاليتهاي قصدمندي هستند كه هدف شان افزايش احساسات، رفتارها يا شناختهاي مثبت است. رويكرد روان شناسي مثبت گرا نسبت به اختلالات روانپزشكي اين است كه فقط از بين بردن نشانه هاي بيماري كافي نيست و درمانگران بايد زندگي افراد را در جهت مثبت سوق دهند (فاوا, 2005). و به همين دليل مورد استقبال گسترده پژوهشگران و درمانگران قرار گرفته است. در مطالعات مختلف اثربخشي روان درماني مثبت گرا بر روي اختلالات مختلف از جمله اضطراب ، افسردگي و ارتقاي تاب آوري افراد وابسته به مواد مشخص شده است. با توجه به اينكه دختران دانش آموز مقطع دبيرستان بيشتر در معرض ابتلا به اين اختلال قرار دارند، و از سوي ديگر اثربخشي اين نوع از مداخلات بيشتر در افراد بالغ مورد بررسي قرار گرفته است، پژوهش حاضر به منظور بررسي اثر بخشي آموزش مهارت هاي مثبت انديشي بر افسردگي دانش آموزان دختر انجام گرفت.