چكيده
علما و حكماي فرهيخته در آثار خود هميشه بهعنوان راهنما و راهبر ساير انسان¬ها عمل كرده¬اند. و تلاش كرده¬اند بابياني روشن و تمثيل¬وار توصيه¬هاي براي تربيت بهتر انسان¬ها ارائه دهند. مولوي نيز چنين كرده است. پيش¬تر آراي تربيتي مولوي در آثار منظوم او موردبررسي واقعشده است. به همين دليل در اين پژوهش تلاش شده است انديشه¬هاي تربيتي مولوي در دو اثر منثور وي «فيه مافيه» و «مكتوبات» معرفي و تحليل گردد..
براساس نتايج تحقيق حاضر مي¬توان گفت اصل كلي حاكم بر انديشه¬هاي تربيتي مولوي در
فيه¬مافيه و مكتوبات رسيدن به مرتبه انسان كامل است. انسان براي تحقق به كمال بايد خود را به برخي از اوصاف آراسته كند ازجمله تعالي اخلاق، خودشناسي، تزكيه نفي، خداشناسي، عشق الهي، توحيد يگانهپرستي، فنا و بقا در ذات حقيقي، تعقل و انديشه، تمسك به انسان كامل، علماندوزي و ...
از ديدگاه مولوي كه ملهم از قرآن مجيد است، اگرچه هر يك از اين عوامل ارزشمند است باعث ميشود تا انسان در مرتبهاي كه لازم است قرار گيرد، ولي آن هنگام انسان ميتواند از مراتب بالايي از كمال برخوردار شود و شايسته عنوان انسان كامل گردد كه همه¬ي آنها در وجودش جمع آيند.
واژه¬هاي كليدي: مولوي، فيه¬مافيه، مكتوبات، تربيت.