چكيده
چكيده:
جايگاه بنيادين زبان در ادبيات به عنوان عمده ترين وسيله خلق اثر هنري، حقيقتي انكارناپذير است. زبان در آثار ادبي تا آن اندازه متفاوت و دگرگون مي گردد كه همچون زباني منحصر به فرد مورد مطالعه قرار مي گيرد. فراهنجاري دستوري، هنجارگريزي، نحوستيزي، كژتابي، عدول از هنجار و برجسته سازي، اصطلاحاتي است كه طي چند دهه اخير به محافل ادبي و متون نقد ادبي راه يافته است.
هنجار، قانون و روشي است كه از سوي اكثريت افراد خاص پذيرفته ميشود وهنجارگريزي اعراض و عدول از روش و آيين است. هنجارگريزي در زبان، انحراف از قوانين حاكم بر معيار است و شعر يكي از مهمترين ميدانهاي انحراف از قواعد و معيار زبان به شمار مي رود.
يكي از شيوه هاي مؤثر در برجسته سازي زبان و آشنايي زدايي از آن هنجار گريزي است كه در شعر كاربرد بسيار دارد. شعر و نظم، ساختاري زباني است كه از الگوها و قواعد دستوري ويژهاي پيروي مي نمايد كه از آن با عنوان زبان معيار ياد مي شود. گاهي شاعر براي بزرگ نمايي مفهوم مورد نظر خود، با وجود امكان رعايت قواعد زباني، از هنجارهاي معمول زبان سرپيچي مي كند. تا توجه مخاطب را به يك معناي ويژه جلب و در حقيقت مفهوم را برجسته سازي كند. هنجارگريزي يكي از طرق برجستهسازي معنا مي باشد كه در هشت سطح قابل پژوهش است. هنجارشكني نحوي از جمله شگردهايي است كه در برجسته سازي يك متن ادبي تأثير بسزايي دارد. چرا كه برگرفته از عدم پايبندي شاعر به برخي قواعد صرفي و نحوي كلام است كه از روي قصد براي اهداف و غاياتي صورت ميپذيرد و پژمان بختياري از جمله شاعراني است كه از اين قاعده مستثني نيست! بهرهمندي از اين فرايند موجب زيبايي سخن ميشود به گونهاي كه موجب توجه دوچندان مخاطب به متن ميگردد. يكي از شاعراني كه از روش هنجارگريزي براي برجسته سازي شعر خود بهره گرفته است، پژمان بختياري است وي به ساخت و ايجاد واژه ها و تركيباتي دست زده است كه تاكنون در دايره واژگاني ادب فارسي حضور نداشته اند...پژمان بختياري در تلاش است تا با به كارگيري اين روش در اشعار خود، به نوعي؛ حسّي تازه و شگرف در شعر دست يابد. يافتههاي پژوهشي حاكي از آن است كه هنجار شكني نحوي در قالب تقديم و تأخير با هدف برجسته كردن بخشي از كلام صورت گرفته است. حذف با هدف اختصار و زيباشناسي التفات يا هدف زيبايي كلام و نيز رسايي مفهوم تكرار، به دليل تاكيد نمايان شده است. اين پژوهش نشان ميدهد كه در اشعار پژمان بختياري در مقايسه با قاعدهافزايي، بسامد فراوان و چشمگيري دارد.
واژگان كليدي: هنجارگريزي، نحوي، اشعار، پژمان بختياري