چكيده
مسئله بزهكاري كودكان، ازجمله مسائل بغرنج اجتماعي است كه امروزه موردتوجه زيادي قرارگرفته و به همان نسبت گسترش ارتكاب جرم توسط كودكان، بر كوشش پژوهندگان و متخصصين امر، دريافتن راهحلهايي جهت پيشگيري از بزهكاري آنها نيز افزودهشده است. از مهمترين نهادهاي اجتماعي كه نقش اساسي در كنترل و پيشگيري از بزهكاري كودكان دارد، نهادهاي خانواده و مدرسه هستند. دو محيط خانواده و مدرسه در ميان انواع محيط هائي كه انسان در طول زندگي در آنها زيست ميكند مهمترين تأثيرات را بر وي بر جاي ميگذارند بهنحويكه بنيانِ شخصيت هر فرد در دوران كودكي در اين دو محيط شكل مييابد. بر همين اساس اين دو نهاد همواره در كانون توجه متصديان تدوين سياست جنائي بوده است. ازجمله نقشهاي مهم اين نهادها، نقش كنترلي است كه اين كاركرد با روي كرد به حساسيت دوران كودكي، اهميت فراوان دارد. اگر نقش كنترلي خانواده و مدرسه دچار اختلال شود و نتواند كنترل درست و مناسبي بر كودكان اعمال كنند، خطر گرايش به بزهكاري در كودكان افزايش مييابد. نتيجه حاصل از اين پژوهش، اثبات رابطه ميان اختلال در نقش پيشگيرانه (كنترلي) خانواده و مدرسه و بروز گرايش به بزهكاري در كودكان است. اين پژوهش با روش توصيفي –تحليلي و مطالعات كتابخانهاي – اسنادي به بررسي نقش خانواده و مدرسه بر بزهكاري كودكان پرداخته و مهمترين راهكارهاي پيشگيري از اين اختلالها را بيان ميدارد.