چكيده
پژوهش حاضر با هدف تعيين بررسي اثربخشي خودتنظيميهيجاني بر پردازش هيجاني، ناگويي هيجاني و بهزيستي روانشناختي افراد مبتلا به ديابت شهر تهران صورت پذيرفت. در اين پژوهش جامعه آماري را تماميافراد مبتلا به ديابت مراجعه كننده به مراكز درماني شهر تهران در سال 1396تشكيل ميدادند. روش پژوهش حاضر از نوع نيمه آزمايشي با طرح پيش آزمون- پس آزمون با گروه گواه ميباشد. متغير مستقل آموزش خودتنظيميهيجاني و متغيرهاي وابسته پردازش هيجاني، ناگويي هيجاني و بهزيستي روانشناختي افراد مبتلا به ديابتميباشد. بدين منظور تعداد 30 فرد داراي بيماري ديابت با روش نمونهگيري در دسترس انتخاب و به صورت گمارش تصادفي در دو گروه آزمايش و گواه جايگزين شدند (15 بيمار در گروه آزمايش و 15 بيمار در گروه گواه). گروه آزمايش مداخله خودتنظيميهيجاني را طي 8 جلسه يك و نيم ساعته به مدت 2 ماه دريافت نمود، در حاليكه گروه گواه اين مداخله را دريافت نكرد. سپس افراد هر دو گروه تحت پس آزمون قرار گرفتند. ابزارهاي مورد استفاده شاملآزمونپردازشاطلاعاتهيجاني(باركر،توماسوگاوروويتلسي، 2013) پرسشنامه آلكسي تيميا(تورنتو، بگبي، پاركروتيلور، 1994) و پرسشنامه بهزيستي روانشناختي (ريف، 1980) بود. پس از جمعآوري پرسشنامه ها و استخراج داده هاي خام، تجزيه و تحليل دادههاي حاصل از اين پژوهش توسط نرم افزار (SPSS) ويرايش 23 با استفاده از روشهاي آمار توصيفي و تحليل كواريانس صورت گرفت. نتايج حاصل از تجزيه و تحليل داده ها در سطح خطاي 05/0 نشان داد كه مداخله خودتنظيميهيجاني بر پردازش هيجاني، ناگويي هيجاني و بهزيستي روانشناختي افراد مبتلا به ديابتتأثير معنادار داشته است. بدين صورت كه اين مداخله توانسته پردازش هيجانيو بهزيستي روانشناختي افراد مبتلا به ديابت را افزايش و ناگويي هيجاني را كاهش دهد. بر اساس يافته هاي حاصل از پژوهش حاضر پيشنهاد ميشود كه از مداخله خودتنظيميهيجاني جهت بهبود پردازش هيجانيو بهزيستي روانشناختيو كاهش ناگويي هيجاني در افراد مبتلا به بيماري ديابت استفاده شود.
كليدواژه ها:خودتنظيميهيجاني، پردازش هيجاني، ناگويي هيجاني، بهزيستي روانشناختي، ديابت