-
شماره راهنما
3420پ
-
پديد آورنده
بهراميان ، مسعود
-
عنوان
زمينههاي اجتماعي همسازگري و ناهمسازگري در جامعه اسلامي در دوره بنياميه (عراق- شام)
-
عنوان به انگليسي
Social context of Compatibity and in Compatibity in the Islamic society during the period of the Omavids Iraq-sham
-
مقطع تحصيلي
دكتري تخصصي (Ph.D)
-
رشته تحصيلي
تاريخ اسلام
-
محل تحصيل
دانشگاه پيام نور قشم
-
سال تحصيل
1398
-
تاريخ دفاع
1398/3/28
-
وضعيت پايان نامه
بسيارخوب
-
مشخصات ظاهري
163ص.
-
استاد راهنما
رضوي ، سيدابوالفضل
-
استاد مشاور
قريشي ، سيدحسن - قائدان ، اصغر
-
كتابنامه
143-152
-
توصيفگر فارسي
امويان، سازگاري، ناسازگري، عراق، شام
-
توصيفگر لاتين
Omavids, Compatibity, Incompatibility, Iraq, Sham
-
چكيده
اساس همسازگري اجتماعي در عصر جاهليت در شبه جزيره العرب بر منطق قبيله و شاخصههاي آن مانند نسب، حسب، حلف و جوار و نزاع هاي قومي و قبيلهاي عامل واگرايي بود. ظهور اسلام در عربستان مولفههاي همگرايي را تغيير داد و قبيله به امت اسلامي، عقيده به شرك كه عامل واگرايي بود با تغيير ماهيت به يكتاپرستي عاملي در راستاي وحدت اسلامي گرديد و در درجه سوم غزوات و غنايم جنگي عاملي ديگر در راستاي همگرايي اسلامي بود. همگرايي نسبي در عصر شيخين با خلافت عثمان و احياي مجدد نزاعهاي قبيلهاي، توقف فتوحات و بدعتهاي ديني به واگرايي تبديل گرديد تا آنجا كه اقدامات امام علي در راستاي وحدت اسلامي به جايي نرسيد.
امويان سالها قبل از سال (40 ق) به تدريج پايههاي قدرت خود را بر منطقه شام استوار ساختند تا آن كه معاويه، بعد از صلح تحميلي بر امام حسن (عليه السلام) در سال (40 ق) علناً و عملاً سلطه سياسي خود را بر كل جهان اسلام به بالفعل رساند. امويان گفتمان قبيله گرايي را كه در عصر نبوي بيشتر و خلفاي راشدين به نسبت به حاشيه رانده شده بود را در اين عصر مجدداً احياء كردند. پژوهش حاضر با رويكرد توصيفي- تحليلي در صدد آن است كه به اين سؤال پاسخ دهد كه برداشتهاي ديني مبتني بر رويكرد مرجئه، افزايش بهره وريهاي اقتصادي و تاكيد بر جايگاه قبائل چه نقشي در سازگري و ناسازگري عراق و شام در عصر اموي داشتند؟ نتايج تحقيق حاكي از آن است كه امويان به واسطه تجارت با شام و سكونت برخي از آنان در اين منطقه يك وابستگي ميان آنان با ساكنان اين خطه ايجاد شده بود. روحيه تسليم پذيري اعراب شام كه اكثراً از اعراب جنوبي شبه جزيره بودند و سالها تجربه تمدني را به خود ديده بودند و نوعي احساس وابستگي نژادي با خلافت اموي ميكردند، پيوند زناشويي برخي از خلفاي اموي با قبائل اعراب جنوبي مانند، وابستگي تجّار عرب به امنيت كه توسط امويان برقرار ميشد، سياست تعريب عبدالملك بن مروان، وجود ايدوئولوژي مرجئه با تعريف گستردهاي از ايمان و مسلماني كه خلفاي اموي را نيز در دايره اسلام قرار ميداد و سلطنت آنان را موهبتي الهي قلمداد ميكرد؛ وجود شاعران و مداحان درباري به مثابه تريبون تبليغاتي امويان و وضعيت اقليمي و ساختار شهري منطقه شام همه به نوعي در همسازگري اجتماعي آن نقش مهمي ايفا ميكرد. در مقابل سرزمين عراق به علت وابستگي جغرافيايي قبل از اسلام به ايران و سكونت گروههاي مختلف پارسي در اين سرزمين، حضور قبائل اعراب شمالي كه امويان را به چشم رقيب و غاصبان حكومت مينگريستند كه ستاره اقبال را از عراقيان ربودهاند، حضور گسترده گروههاي شيعي، خوارج و معتزله در عراق، اقتصاد ناپايدار عراق در ناسازگري اجتماعي اين منطقه مؤثر بودند؛ بيش از آنچه همگرايي را تجربه كند، ناسازگري را تجربه كرد.
-
تاريخ نمايه سازي
1398/9/17
-
شماره ركورد
58304
-
لينک به اين مدرک :