چكيده
معناشناسي يكي از شاخههاي علم زبانشناسي است كه قواعد و روشهاي ضابطهمندي را در اختيار مفسر قرار دهد تا هم برداشتهاي دقيقتر و عاليتري ازآيات قرآن داشته باشد و هم او را از رفتن به ورطه تفسير به رأي باز دارد. در اين تحقيق واژه «تلاوت» در قرآن به كمك روشهاي معناشناسانه مورد مداقه قرار گرفته و معنايي به زعم محقق مناسب از آن بدست آمد. در طي قرون مختلف مفهوم تلاوت به همراه مفهوم قرائت تقريبا به معناي"خواندن" رايج بوده كه بوسيله روش معنا شناسي مفهومي زيباتر براي اين واژه ارائه گرديد كه عبارتست از: « همراه و همقدم شدن با يك موضوع ». به نظر مي رسد كه اين معنا دربرگيرنده تمامي مشتقات «تلاوت» در قرآن ميباشد. همچنين واژگان قرائت و ترتيل در محور جانشيني نسبت به «تلاوت» قرار دارند. به لحاظ مفهومي قرائت ، در سرشاخه تلاوت مطرح مي گردد و معناي آن عبارتست از: « «ورود به فضاي يك موضوع و به درون خود كشاندن آن». جايگاه ترتيل در قرآن، اختصاصي است و مربوط به خدا و رسول الله ص و فقط در رابطه با قرآن بكار رفته است، بنابراين نميتوان آنرا به معناي رايج يعني خواندن متن به صورت شمردهشمرده يا امثال آن در نظر گرفت،با توجه به فاعل ترتيل در آيات كه فقط خداوند و رسول الله(ص) مي باشد بايد معنايي عاليتر داشته باشد . ما در اين تحقيق با توجه به علم معنا شناسي به دنبال يافتن معنايي دقيق از تلاوت هستيم و برآنيم كه همنشين و جانشينهاي تلاوت را بيابيم و با توجه به اين معني به بررسي آيات قرآن بپردازيم.