-
شماره راهنما
۲۳۲۰۸پ
-
پديد آورنده
مهناز تبرايي
-
عنوان
عوامل معرفتي شكل گيري مفهوم واجب الوجود نزد ابن سينا و پيامدهاي فلسفي و كلامي
-
عنوان به انگليسي
Epistemological factors of the formation of the obligatory concept of ibn Sina and the philosophical and theological consequences.
-
مقطع تحصيلي
دكتري تحخصصي
-
رشته تحصيلي
الهيات گرايش: فلسفه و كلامي اسلامي
-
محل تحصيل
مركز تهران جنوب
-
سال تحصيل
۱۳۹۷
-
تاريخ دفاع
۱۳۹۷/۰۳/۲۷
-
وضعيت پايان نامه
خوب
-
مشخصات ظاهري
۲۱۱ص
-
استاد راهنما
محمد علي عباسيان چالشتري
-
استاد مشاور
سيد علي علم الهدي؛ ناصر محمدي
-
كتابنامه
۲۰۰-۲۰۹ص
-
توصيفگر فارسي
مفهوم خدا، واجب الوجود،عوامل معرفتي، ابن سينا
-
توصيفگر لاتين
the concept of God, obligatory existence, epistemic factors, Avicenna
-
شناسه هاي افزوده
دانشگاه پيام نور/مركز تهران جنوب
-
چكيده
مفهوم خدا در نزد ابن سينا از بعد هستي شناختي و وجودشناختي متباين از ممكنات است . به واقع در وجودشناسي سينوي وجود شكافي عظيم بين وجود مطلق يعني خدا و ديگر مخلوقات تأكيد ميشود. او علت مخلوقات است، اما شباهت نوعي با آنها ندارد و در بعد معرفتي غيرقابل شناخت و در بعد زبان شناختي و معنا شناختي نيز بنا به توضيح ابنسينا در حالي كه برخي صفات توصيفگر ساحت ايجابي خداوند هستند، تعداد زيادي از آنها خداوند را بر اساس آنچه كه او ندارد توصيف ميكنند حتي صفت وحدت بيان گر نبود شريك؛ صفت سرمد به معناي بيآغاز بودن وي ميباشد. بنا براين به نظر مي رسد او تحت تأثير افلوطين قايل به الهيات سلبي با اين رويكرد است كه خدا بسي برتر از آفريدگانش است و او را موجودي به كلي برتر از عالم و انسان و متفاوت با آنها تلقي كرده اند. در واقع مباني مباني بههم گرهخورده نوافلاطوني و مباحث قرآني الهيات و مابعدالطبيعه ابنسينا، او را بر آن داشت كه براي دلالت بر خداوند، روشي دوگانه يعني سلبي وايجابي به كار بندد. صفات ايجابي را بايد به صورت نسبي به خداوند اطلاق كرد و اگر بخواهيم دقيق سخن بگوييم، همه صفات خداوند، چيزي جز سلب نيستند. شايد تنها بتوان گفت كه اينجا است كه ميتواند تا حدي بازتاب دو مبناي تلقي ابنسينا از خدا يعني توحيد و تنزيه باشد .لكن اين كه ميتوان در آثار ابنسينا صفات سلبي و ايجابي موجود واجب يعني خدا، را تشخيص داد دستكم در اينجا شباهتي با احد افلوطين به دست ميدهد. زيرا درست است كه از نظر افلوطين احد دقيقاً سالب همه كثرت ها يا تعددها بوده كاملاً برتر از وجود و نام است در عين حال همان طور كه افلوطين هم براي دلالت ايجابي بر احد از خيراستفاده كرده است ابن سينا نيز از واجب الوجود استفاده مي كند. در جهان شناسي ابن سينا همه موجودات ممكن الوجود هستند و محتاج علت هستي بخش مي باشند. بنابراين انسان با خدا رابطه علت و معلولي دارد كه اين علت و معلول دو وجود جدا و متمايز دارند. از سوي ديگرمطابق نظريه سينوي صدور، كثرات موجودات مستقيما از واجب الوجود صادر نميشوند، بلكه موجودات يكي پس از ديگري از واجب الوجود صادر و فيض وجود ميگيرد.بر اساس مباني فلسفي ابن سينا، انسان موجودي است كه حقيقت آن نفس است و ارتباط انسان با خدا به واسطه نفس اين گونه تبيين مي شود كه فيض خدا بر انسان از طريق عقل فعال است و ارتباط با انسان به واسطه عقول انجام مي شود. از سوي ديگر انسان به عنوان معلول از خدا به عنوان علت شناخت ضعيفي دارد. به واقع نفي اراده انسان و نفي ارتباط انسان با خدا، نفي تأثير گذاري مستقيم خدا در زندگي انسان و نفي رابطه تاريخي انسان و خدا از مهمترين لوازم فلسفي – كلامي انگاره سازي او از خدا است.
-
تاريخ نمايه سازي
۱۳۹۷/۱۲/۱۴
-
شماره ركورد
51300
-
لينک به اين مدرک :