بررسي تمثيلات و حكايات در آثار منثور مولانا ، بهاءولد شمس تبريزي ، محقق ترمذي و سلطان ولد
مقطع تحصيلي
كاذشناسي ارشد
رشته تحصيلي
زبان و ادبيات فارسي
محل تحصيل
نجف آباد
سال تحصيل
۱۳۹۵
تاريخ دفاع
۱۳۹۵/۱۱/۰۴
مشخصات ظاهري
۱۰۹ صفحه
استاد راهنما
محمد ابراهيم ايرج پور
استاد مشاور
حميد رضا قانوني
توصيفگر فارسي
تمثيل , حكايت , مولانا , بهاء ولد , شمس , محقق , سلطان ولد
چكيده
در طول تاريخ عرفان اسلامي خاندان هايي را مشاهده ميكنيم كه خود يك سلسله عرفاني مجزا ايجاد ميكنند. نمونه شاخص از اين دست سلسله مولويه است كه بزرگانش مولانا، بهاء ولد ،شمس تبريزي سلطان ولد و محقق ترمذي مي باشد.ايشان درقرن هفتم يعني زمانۀ اوج دشوار گويي،زمانه اي كه ابن عربي درميدان بلاغت ودشوارگويي از سر شناسان است. مفاهيم و مقاصدسخن را با زباني ساده بيان مي كنند.اين امر ميسر و ممكن نيست مگر با ابزاري به نام تمثيل و حكايت. در پژوهش حاضر سعي شده تا تمثيلات و حكايات بكار رفته در ميان آثار منثوربزرگان اين سلسله از لحاظ ساختاري و محتوايي بررسي شود.
اين بررسي شامل:استخراج تمثيل وحكايات ،بيان مشابهات ،جزييات اين يكساني ها و همين طور دسته بندي آن هاست.ميدان تحقيق هفت كتاب منثورعرفاي نامبرده است.مهمترين ركن نتيجه گيري تاثير و تاثر افراد از يكديگر مي باشد.اين تحقيق شامل سه بخش است:فصل اول،كليات.فصل دوم،متن اصلي وفصل سوم نتيجه گيري.يكي ازمهمترين نكاتي بر ما هويدا گشت برتري و افزوني تمثيلات پدر يعني بهاولد نسبت به مولانا بود.