در اين پايان نامه مصمم هستيم تا بدانيم ،انسا نگرايي چيست وتاريخچه ي آن كدام است. به همين منظور براي اطمينان خاطر، انديشه هاي صاحبنظران را مورد بررسي قرار مي دهيم كه اين تفحّص در انسانگرايي غرب و جهان اسلام صورت مي گيرد و به همين خاطر نيم نگاهي هم به نظريات انسانگرايان اسلامي مي اندازيم تا سرانجام به اين نكته برسيم كه كدام يك ازمفاهيم انسانگرايي دراشعار نيما مشهود است تا مطرح كنيم. با تشخيص ويژگيهاي انسانگرايي در اشعار نيما ،عناويني براي هر يك از آنها انتخاب مي كنيم و با نمونه اشعاري كه مي آوريم ، به بررسي آنها مي پردازيم.
نيمادردوره ي انتقال قدرتهاي سياسي مي زيسته كه مسايل اجتماعي بازتاب بيشتري در اشعارش دارد.از استبدادهاي اجتماعي روزگارش شروع شده و تا پيامدهاي آن ادامه مي يابد كه: فقر و جهالت و فاصله ي طبقاتي و محدوديت هاي آزادي بيان را موجب شده است. از اين رو در شعر او سمبوليسم اجتماعي مطرح است .اونمادهاي اشعارش را از عناصر طبيعت گرفته است تا منظورش را مطرح كند كه اين مفاهيم شامل واژگان زماني : شب ، صبح ، ناقوس و.. و واژگان مكاني : دريا ، باد ، باران و ... و واژگان پروازي : ققنوس ، مرغ آمين ، مرغ غم و ... مي شود كه هريك رابه فرا خور اوضاع اجتماعي مطرح مي كند.
از آنجايي كه انسان ،محور اصلي شعر نيما است ، به توضيح و تحليل مفاهيم انساني اشعار اين شاعربزرگ مي پردازيم كه با عناويني از قبيل : استعمار ستيزي ، انساندوستي ، تنهايي و غربت ، امداد خواهي ، آزادي و ... مشخص كرده ايم.