-
شماره راهنما
1978پ
-
پديد آورنده
شوكتي ، مجيد
-
عنوان
نقش حاكميت و قدرت در سازمان يابي فضايي شهر ( مورد مطالعه كلان شهر تهران )
-
عنوان به انگليسي
The role of governance and power in the spatial organization of the city Case study: Tehran
-
مقطع تحصيلي
كارشناسي ارشد
-
رشته تحصيلي
جغرافيا و برنامه ريزي شهري
-
محل تحصيل
دانشگاه پيام نور مشهد
-
سال تحصيل
1395
-
تاريخ دفاع
1395/12/17
-
وضعيت پايان نامه
خوب
-
مشخصات ظاهري
192ص.
-
استاد راهنما
رحيمي ، حسين
-
استاد مشاور
كديور ، علي اصغر
-
كتابنامه
171-176
-
توصيفگر فارسي
قدرت شهري،حكومت شهري،حكمروايي شهري،سازمان فضايي،منطقه كلان شهري
-
توصيفگر لاتين
urban power,urban government,urban governance,spatial organization,metropolitan region,Tehran
-
چكيده
فضا عنصر درآميخته و دائما در حال دگرگوني سازمان اجتماعي در سه بعد مكان،زمان و شرايط اجتماعي بوده و محمل اين دگرگوني هاست.اين فرآيند از منظر سازمان سياسي و ساختار حاكميت هم از اولويت و اهميت برجسته برخوردار است.تلاش سازمان و ساختار مذكور در اختيار گرفتن فرآيندهاي فضايي بر اساس علايق و منافع مربوطه است.فرآيند كنش و واكنش مذكور را مي توان با استفاده از سه مفهوم «نهاد قدرت»،«ساختار حاكميت»و«سازمان فضايي» تبيين و تحليل كرد.در واقع اين نهاد قدرت است كه قواعد و اصول ملاك عمل ساختار حاكميت در عرصه كنترل و هدايت سازمان فضايي را تعيين مي كند.
قلمرو خواهي(Territoriality) و دولت خواهي(Governmentality)،ساز و كارهاي اصلي تعامل سه عرصه مذكور هستند.
در اين تعامل هر يك از عناصر حكومتي،خصوصي و عمومي در پي بيشينه ساختن بهره گيري خود از فضا هستند.بر حسب ميزان قدرت و نفوذ اين عناصر مي توان دو الگوي حاكميت شهري تشخيص داد.اول حكومت(Government) و دوم حكمروايي (Governance).الگوي حكمروايي شهري،يك فرم جديد از حاكميت ايجاد مي كند كه پاسخگوي ضرورت تعادل چندوجهي ميان عناصر و نيروهاي متكثر در جهت پايداري و شهرومند مداري است.
مناطق كلان شهري در جهان امروز،گرهگاه و كانون تمركز ثروت و قدرت محسوب مي شوند.تعددو تكثر فزاينده عناصر و نيروهاي موثر در اين مناطق و ضرورت همسويي و همگرايي آن ها براي نيل به دمكراسي منطقه اي و عدالت فضايي،مبين ضرورت عميق تر ساختار حكمروايي شهري در آن هاست.
بنابراين سازمان فضايي مناطق كلان شهري را مي توان برآيند كميت و كيفيت تعامل و كشمكش بين چهار عنصر دولت ،اقتصاد،نهادهاي سياسي و نهادهاي مدني دانست(بدون غفلت از ساير عوامل موثر).
از سوي ديگر،سنت تمركزگرايي قدرت در ايران،امكاني براي تقسيم،محدوديت و پاسخگويي قدرت فراهم نكرده است.
قدرت بلامنازع سياسي با استفاده از ابزارهاي قدرتمند سياسي و اقتصادي خود،در عرصه شهري نيز عنصر اصلي تعيين سازمان فضايي شهري و منطقه اي بوده و به تنظيم و هدايت اقدامات كنشگران بخش هاي خصوصي،عمومي و مردم پرداخته است.
اما تحولات سه دهه گذشته در منطقه كلان شهري تهران،نشانگر آغاز تغييري اساسي در سنت تاريخي مذكور است.تغييري كه به تدريج باعث كاهش عملي اقتدار و سلطه دولت در هدايت تحولات فضايي-كالبدي از يك سو و افزايش نفوذ كنشگران غير دولتي در اين عرصه شده است.
يافته هاي اين پايان نامه مبين آن هستند كه در سه دهه اخير اقتدار،نفوذ و مقبوليت در سازماندهي فضايي منطقه كلان شهري تهران كاسته شده و متقابلا بر توان كنشگران بخش خصوصي براي نفوذ در اين عرصه افزوده شده است.اما اين جابجايي نه نتيجه تبديل نهاد هاي شكل دهنده حكومت شهري به نهادهاي حكمروايي شهري،بلكه نتيجه عدم اولويت مسايل شهري و منطقه اي در ساختار حاكميت و وجود حفره هاي قدرت در منطقه كلان شهري تهران است.چنانكه در سطوحي از فضا كه بخش خصوصي قدرت و تمايل بيشتري براي مداخله و اعمال قدرت دارد،بخش رسمي از قدرت و تمايل كمتري برخوردار است.اين در حاليست كه خلاء حضور و توان قدرت راني بخش متشكل شهروندي،باعث رقابت دو طرفه بين كنشگران خصوصي و دولتي شده است.انحراف و انطباق فرآيند سازمان يابي فضا به تبعيت از منافع گروه هاي نفوذ وقدرت(خصوصي و شبه خصوصي-دولتي)و تعارض با منافع عمومي،نتيجه اين الگوي تعامل است.
برآيند تحولات در نهادها و روابط قدرت را مي توان در قالب سه عنصر زير و در مجموع به عنوان ساختاري متفرق و مغشوش تبيين كرد:1)قدرت رسمي و سازماني تمركز طلب،تضعيف شده و به شدت نفوذ پذير،2)قدرت شهروندي غير متشكل و مقطعي،3)قدرت اقتصادي نيمه متشكل و پر نفوذ.ويژگي هاي اين نظام قدرت عبارتند از:عمودي،متفرق و چند پايه،دولت محور و بازار گرا.
عناصر ساختار حاكميت منطقه كلان شهري تهران مشتمل بر موارد زير است:
1)سازمان هاي دولتي و شهرداري هاي متعدد،ناهماهنگ،به شدت آسيب پذير و نفوذ پذير،2)بخش خصوصي فاقد حضور رسمي در نظام مديريت اما داراي امكان نفوذ زياد،3)توده هاي شهروندي پراكنده و فاقد حس قدرت براي نفوذ در ساختار حاكميت،4)عناصر و تشكل هاي مدني غايب و غير موثر.
ويژگي هاي غالب اين ساختار عبارتند از:عمودي،سلطه گرا،نفوذ پذير،زور محور و غير منسجم
سازمان فضايي منتج از نهاد ها و ساختارهاي مذكور به شرح زير توصيف شدني است:واگرايي و تفرق،قدرت محوري،بازارگرايي و ناپايداري،پراكنده رويي نظام هاي اسكان و فعاليت،تقسيمات سرزميني و قلمرويي خرد شونده و متفرق،تفكيك پراكنده و ريزدانه زمين نيز ويژگي هاي اين سازمان فضايي است كه در منطقه كلان شهري تهران مشهود هستند.
نتيجه آنكه:سازمان فضايي متكثر،همگرا،كارآمد و پايدار در منطقه كلان شهري تهران مشروط است به استقرار ساختار حكمروايي افقي،متكثر،منسجم و چند قلمرويي و اين خود مشروط است به نهاد ها و روابط قدرت متوازن و شهروند مدار.
-
تاريخ نمايه سازي
1396/10/5
-
شماره ركورد
44349
-
لينک به اين مدرک :