-
شماره راهنما
22442پ
-
پديد آورنده
اكبري، اشرف
-
عنوان
تحليل و بررسي مباني ارزش شناسي و معرفت شناختي تئوري بهداشت-انگيزش ـ فردريك هرزبرگ
-
مقطع تحصيلي
كارشناسي ارشد
-
رشته تحصيلي
علوم تربيتي گرايش مديريت آموزشي
-
محل تحصيل
مركز تهران جنوب
-
سال تحصيل
1395
-
تاريخ دفاع
1395/07/12
-
وضعيت پايان نامه
بسيارخوب
-
مشخصات ظاهري
125ص
-
استاد راهنما
سرمدي، محمدرضا
-
استاد مشاور
فرج الهي، مهران
-
كتابنامه
124-125ص
-
توصيفگر فارسي
انگيزش، شناخت شناسي، ارزش شناسي.
-
شناسه هاي افزوده
دانشگاه پيام نور/مركز تهران جنوب
-
چكيده
هرزبرگ روانشناسي است كه تئوري بهداشت – انگيزش خود را در سال 1959 ارايه داد. او در اين تئوري بيان مي كند كه عواملي كه باعث رضايت كاري مي شود با عواملي كه باعث نارضايتي كاري هستند يكسان نيستند. از نظر او عواملي كه باعث رضايت كاري مي شوند عوامل انگيزشي اند كه مرتبط با خود كارند. نيازهاي انگيزشي كه هرز برگ معتقد است در تمام افراد وجود دارد عبارتند از ماهيت شغلي، موقعيت، استقلال، مسئوليت، تلاش، شناخت، رشد و توسعه كه مديريت با ارضاء اين نيازهاي انگيزشي مي تواند رضايت و خوشنودي كاري را در ميان كاركنان به وجود آورد و ارضاء نيازهاي بهداشتي كه مرتبط با محيط كارند مثل پول، شرايط كاري، امنيت شغلي، سيستم هاي شركت، ارتباط گروه ها با هم تنها نارضايتي را از بين مي برند و رضايت و خوشنودي به همراه ندارند. از لحاظ مباني شناخت شناسايي اين تئوري، پژوهش حاضر بر اين اعتقاد است كه هرز برگ روان شناسي شناخت گراست يعني بر پديده هاي ذهني و آنچه در ذهن اتفاق مي افتد توجه و تاكيد دارد. لذا در بهره گيري از مباني شناخت شناسي اين تئوري در مديريت آموزشي مي توان بر نظريه هاي يادگيري اجتماعي، نظريه شناختي ـ اجتماعي و نظريه روان شناس شناختي تاكيد كرد كه هماهنگ با روان شناسي شناخت گرا هستند. از لحاظ مباني ارزش شناسي اين تئوري، پژوهش حاضر بر اين اعتقاد است كه هرزبرگ روان شناس انسان گرا است كه بر وجود و پرورش خصوصيات و صفات انساني توجه و تاكيد دارد و نيز رويكردي كاركرد گرايانه دارد و به كاربرد عملي يافته هاي روان شناسي در زندگي واقعي توجه دارد. لذا در بهره گيري از مباني ارزش شناسي اين تئوري در مديريت آموزشي، به آموزش و پرورش صفات و منش انساني توجه دارد و نيز به آموزش ارتباطات ميان فردي و آموزش علوم و مهارت هايي كه در زندگي واقعي مورد نيازند تاكيد مي كند. در مقايسه بين مديريت آموزشي بر مبناي مباني شناختي و ارزشي تئوري دو عاملي و مديريت آموزش اسلامي، شباهت هايي ميان آن ها وجود دارد كه مهم ترين آن ها تاكيد بر جنبه غير مادي انسان و ارزش گذاري بر صفات و منش انساني است. عليرغم شباهت هاي آن ها تمايزاتي اساسي دارند كه مهم ترين آن ها تفاوتشان در ارزش نهايي است. در مديريت آموزشي مبتني بر تئوري دو عاملي ارزش نهايي، شكوفايي استعدادها و قابليت هاي افراد است و در مديريت اسلامي، ارزش نهايي قرب الهي است.
-
تاريخ نمايه سازي
1395/09/14
-
شماره ركورد
38953
-
لينک به اين مدرک :