چكيده
در اين رساله، تلاش شده است كه به بررسي رابطه عليت بين "كارآفريني" و "فقر" در اقتصاد ايران طي سالهاي 1391-1380 پرداخته شود. تعداد پروانههاي صادر شده بنابر آزمونهاي ريشه واحد، انباشته از درجه يك و هزينه مصرفي سرانه با عرض از مبدأ از درجه دو و با شيب و عرض از مبدأ داراي درجه انباشتگي يك است. در مكانيسم بسيار ساده آزمون انگل - گرنجر در مقايسه با آزمون يوهانسن مشاهده ميشود كه در آزمون انگل - گرنجر يك همانباشتگي بين دو متغير، در سطح 5٪ وجود دارد در حالي كه طبق آزمون يوهانسن اين همانباشتگي تنها در سطح 10٪ است. براساس آزمون عليت گرنجر، هزينه مصرفي سرانه عليت گرنجري تعداد پروانه هاي صادر شده نميباشد و يك رابطه عليت يك طرفه از سوي افزايش تعداد پروانههاي صادر شده به افزايش هزينه مصرفي سرانه وجود دارد. به عبارت ديگر، افزايش تعداد پروانههاي صادر شده باعث افزايش هزينه مصرفي سرانه ميشود و يكي از عاملهاي اساسي و تعيينكننده هزينه مصرفي سرانه در ايران، تعداد پروانه هاي صادر شده است. همچنين با توجه به اين آزمون، بين متغيرهاي آزمون يعني هزينه مصرفي سرانه و تعداد پروانههاي صادر شده رابطه همجمعي وجود دارد. در آزمون يوهانسون نتايج حاصل نشان ميدهند كه هزينه مصرفي سرانه بر روي تعداد پروانههاي صادر شده اثر معناداري نداشته است. ولي بالعكس، تعداد پروانههاي صادر شده بر هزينه مصرفي سرانه اثر معناداري دارد. نتايج منعكس ميكند كه كاهش فقر بر افزايش كارآفريني بياثر بوده ولي افزايش كارآفريني موجب كاهش فقر ميشود.