-
شماره راهنما
PHD613
-
پديد آورنده
دهباني پور، رضا
-
عنوان
تغيير نظام هاي سياسي در پرتو گفتمان جهاني شدن حقوق بشر با تآكيد بر تحولات تونس ، مصر ، ليبي
-
عنوان به انگليسي
Change of Political Systems in the Light of a Discourse on the Globalization of Human Rights (With an Emphasis on Changes in Tunisia, Egypt and Libya)
-
مقطع تحصيلي
دكتري
-
رشته تحصيلي
حقوق بين الملل عمومي
-
محل تحصيل
مركز تحصيلات تكميلي، دانشگاه پيام نور
-
سال تحصيل
1389
-
تاريخ دفاع
1395/6/7
-
وضعيت پايان نامه
عالي
-
مشخصات ظاهري
236ص
-
استاد راهنما
ميرعباسي، باقر
-
استاد مشاور
رضا موسي زاده؛ خسروي، حسن
-
كتابنامه
217-234ص
-
توصيفگر فارسي
حقوق بشر، تونس، ليبي، مصر، جهاني شدن، گفتمان، نظام سياسي.
-
توصيفگر لاتين
Human Rights, Tunisia, Libya, Egypt, globalization, Discourse, The Political System
-
شناسه هاي افزوده
ميرعباسي، باقر استاد راهنما ضا موسي زاده؛ خسروي، حسن استاد مشاور مركز تحصيلات تكميلي، دانشگاه پيام نور
-
چكيده
اين پژوهش با هدف شناخت وارزيابي تأثير گفتمان جهاني شدن حقوق بشر بر تغيير نظام هاي سياسي كشورهاي تونس،مصر و ليبي، و با رويكرد نظري جهاني شدن حقوق بشر و بكارگيري روش كيفي تبييني،در پي بررسي اين مسأله است كه چرا رابطه مسئله وار دولت و جامعه در منطقه خاورميانه و شمال آفريقا كه مبتني بر انفعال و سكون بود،در فاصله كوتاهي همه نظام هاي سياسي كه به ظاهر قدرتمند بودند را به صورتي دومينووار ساقط كرد. در اين پژوهش باور بر اين است كه جهاني شدن در ابعاد مختلف اقتصادي ،اجتماعي ،تكنولوژيك،فرهنگي و سياسي ،درك و فضايي گفتماني از حقوق بشر در اين كشورها بوجود آورد. نتايج پژوهش نشان مي دهد كه جهاني شدن در همه ابعاد خود،جامعه را درگير گفتمان حقوق بشر كرده بود.گفتماني كه حقوق برابر ،عادلانه،آزادانه و همراه با عزت و احترام را درخواست مي كرد . به عبارت ديگر ،جامعه به دركي از حقوق خود و مسئوليت هاي دولت آگاه شد.البته در اين فرايند دولت نقش مهمي داشت چرا كه به طور اجتناب ناپذيري پنجره ورود اين گفتمان را باز كرده اما با ناديده گرفتن تالي منطقي اين مواجهه همچنان به شيوه گذشته مطالبات سياسي-مدني اعم از آزادي بيان،مشاركت سياسي،آزادي عقيده و مذهب را نقض و به علت ضعف و بحران اقتصادي كه به گسترش شكاف طبقاتي ،تورم،بيكاري،فساد اداري و فرهنگي منجر شد از عهده تحقق حقوق اقتصادي،اجتماعي و فرهنگي جامعه در چهارچوب ميثاق بين المللي حقوق اقتصادي اجتماعي و فرهنگي برنيامد . اين تحولات رابطه پيشيني دولت و جامعه را تغيير داد. مردم اين جوامع كه فعال،مطالبه گر و آگاه به حقوق خود شده بودند دولتها را به چالش طلبيدند و دولتها نيز با عدم توجه به شرايط جديد،بر استمرار شيوه قيم مآبانه قديم اصرار ورزيدند كه نتيجه طبيعي آن منازعه مردم با دولتها و سقوط آنها بود. به اختصار مي توان دستاوردهاي اين پژوهش را ،گفتماني شدن حقوق بشر در پرتو جهاني شدن ،محو ديكتاتوريها در پرتو آگاهي مردم به مطالبات و حقوق خود،تحديد قدرت دولت ها ،موضوعيت يافتن سازوكارهاي بين المللي بر ساز وكارهاي داخلي ،باز تعريف قدرت در اداره امور،به نحوي كه قدرت تنها در نهادهاي بالا سري مثل دولت خلاصه نشود بلكه در همه عرصه هاي زندگي حضور داشته باشد و بقاي دولت در همه كشورها مشروط به درك درست تحول مفهوم قدرت و مناسبات آن دانست.
-
شماره ركورد
34777
-
لينک به اين مدرک :