چكيده
خشونت به عنوان يك هنجار منفي و غير ارزشي در داستان هاي بسياري از نويسندگان معاصر ديده مي شود. يكي از اين نويسندگان، بزرگ علوي است كه عنصرخشونت و پرخاشگري را در داستان هاي خود به طرز بسيار ساده اي بيان كرده است. بزرگ علوي در دوره اي كه خفقان سياسي و اجتماعي بر آن حاكم بود و جامعه در فقر و بي سوادي به سر مي برد، مي زيست. فقر اقتصادي و فرهنگي، بي سوادي، بيكاري، خود خواهي و بي توجه بودن به زنان و كودكان همه عواملي است كه به ايجاد خشونت در اين جامعه كمك كرده است. زندگي در چنين جامعه اي، تأثير فراوان بر افكار و طرز نوشتن داستان هاي بزرگ علوي داشته است. در پايان نامه حاضر تلاش شده است مصداق هاي خشونت و پرخاشگري در داستان هاي كوتاه بزرگ علوي مورد بررسي و تحليل قرار گيرد. روش كار در اين پايان نامه به روش توصيفي – تحليلي با استفاده از منابع كتابخانه اي است.