-
شماره راهنما
17484پ
-
پديد آورنده
دستلان، مرتضي
-
عنوان
بررسي تحليل زمان دستوري، وجه و نمود در زبان فارسي بر اساس زبانشناسي شناختي
-
عنوان به انگليسي
The Analysis of Tense, Mood and Aspect in Persian on the Basis of Cognitive Linguistics
-
مقطع تحصيلي
دكتري
-
رشته تحصيلي
زبانشناسي همگاني
-
محل تحصيل
مركز تحصيلات تكميلي
-
سال تحصيل
1393
-
مشخصات ظاهري
174ص
-
استاد راهنما
محمدابراهيمي، زينب
-
استاد مشاور
مهدي بيرقدار، راضيه؛ روشن، بلقيس
-
كتابنامه
120-126ص
-
واژه نامه
166-172ص
-
توصيفگر فارسي
زبانشناسي شناختي، دستور شناختي، زمان دستوري، وجه، نمود، زبان فارسي
-
توصيفگر لاتين
cognitive linguistics, cognitive grammar, tense, mood, aspect, Persian language
-
شناسه هاي افزوده
دانشگاه پيام نور/ مركز تحصيلات تكميلي
-
چكيده
اين رساله به بررسي و تحليل زمان دستوري، وجه و نمود در زبان فارسي بر اساس نظريههاي رايج در زبانشناسي شناختي ميپردازد. زبانشناسي شناختي مجموعهاي از اصول، فرضيهها و ديدگاهها نسبت به زبان است كه با در نظر گرفتن نقش ذهن، مغز و تجربه بشر، به مطالعه زبان ميپردازد. زمان دستوري، خوانشي دستوري است از زمان وقوع عمل نسبت به زمان گفتگو كه بر اساس موقعيت اين دو نقطه زماني داراي سه نوع گذشته، حال و آينده است. وجه شيوهاي از استعمال فعل است كه بوسيله آن گويشور موقعيت خود را نسبت به جريان فعل بيان ميدارد و انجام فعل را بهعنوان تمايل، خواست، احتمال و ضرورت تلقي مينمايد. نمود الگوي تقسيم رخداد فعل در واحد زمان است كه بازتاب وضعيت ايستايي، تداوم، تغيير يا رخداد عمل از منظر گويشور است. نمونه مورد مطالعه در اين رساله از بين مقالات، گزارشها و تفسيرهاي خبري سياسي، اجتماعي، اقتصادي، فرهنگي و ورزشي به چاپ رسيده در دو روزنامه انتخاب شده است. روش نمونهگيري به شيوه تصادفيِ طبقهبندي شده؛ ابزار انجام تحقيق، چكليست؛ واحد مورد مطالعه، جمله؛ و روش تحليل دادﻩها، توصيفي-تحليلي و در چهارچوب زبانشناسي شناختي است. يافتههاي تحقيق نشان ميدهد كه زمان در زبان فارسي براساس هر سه الگوي زمان متحرك، خود متحرك و توالي زماني مفهومسازي ميشود. همچنين مشخص گرديد كه تكواژ -d وساير تكواژگونههاي آن، تكواژ صفر و تكواژ خواه، اسنادهاي زمينهساز زبان فارسي هستند كه به ترتيب نشاندهنده زمان گذشته، حال و آينده هستند و قابليت انطباق بر الگوي معرفتي پيشرفته لنگاكر (1991) را دارند. همچنين يافتههاي تحقيق مبين اين واقعيت هستند كه وجهنماهاي زبان فارسي نوعي اسناد زمينهساز هستند كه با توجه به الگوي نيرو-پويايي تالمي (1985)، ميتوان موقعيت آنها را در الگوي معرفتي لنگاكر (1991) تعيين كرد. در بررسي نمود، يافتههاي تحقيق نشان ميدهند كه نمود دستوري و نمود واژگاني زبان فارسي، به ترتيب، قابليت مفهومسازي براساس رويكردهاي بسط استعاري هاينه و ديگران (1991) و مؤلفههاي نمودي برگرفته از آراء وندلر (1967) را دارند و اين منجر به يافتن يك نمود موقعيتي جديد در زبان فارسي گرديد و از لحاظ نظري وجود سه نمود ديگر نيز پيشبيني شد.
-
تاريخ نمايه سازي
1393/09/10
-
شماره ركورد
23806
-
لينک به اين مدرک :